المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

21

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

مجاورت با دو شرط روا مىباشد . شرط اول : اين است كه اشتباه رخ ندهد مثل گفته اهل زبان عرب : ( حجر ضبّ خرب ) « لانهء سوسمار ويرانه است » « خرب » به سبب مجاور بودن با « ضبّ » مجرور خوانده مىشود و هيچ اشتباهى در اينكه خرب صفت براى حجر است در كار نيست ( لانه سوسمار آنچنان صفت دارد كه خراب و ويرانه است ) و امّا در آيه مورد بحث اشتباه وجود دارد چه آن‌كه « ارجلكم » ممكن است موصوف براى « ممسوحة » باشد و ممكن است موصوف براى مغسولة باشد . اگر بگوئى اشتباه مزبور بوسيله محدود شدن « ارجلكم » به غايت « إِلَى الْكَعْبَيْنِ » « پاهاى خود را تا مفصل » بر طرف مىشود به اين معنا كه « إِلَى الْكَعْبَيْنِ » « تا هر دو مفصل » نشانه آن است كه پا بايد شسته شود چنانچه الى المرافق ( تا دو آرنج ) نشانه وجوب شستن دستها بود . نتيجه آن مىشود : الى الكعبين دليل بر آنست كه شستن پاها واجب است نه مسح آنها ) در پاسخ مىگوئيم در شريعت اسلام جائز است خيلى از چيزهايى كه از جهاتى با هم متفقّ‌اند ولى از نظر حكم ، مخالف مىباشند و خيلى از چيزها هم از جهاتى مخالفند . ولى از نظر حكم موافقند . « أيديكم با ارجلكم از جهت محدود شدن به غاية « نهاية » - الى المرافق و الى الكعبين ) موافقند ولى از نظر حكم ايديكم به وجوب شستن محكوم است و ارجلكم به وجوب مسح ، محكوم مىباشد . شرط دوّم : آن است كه حرف عطف در كار نباشد مانند « حجر ضبّ خرب » و اما در آيه مورد بحث پيش از أرجلكم ) واو عطف موجود است و يا وجود واو عاطفه ، نيازى نيست كه مجرور بودن « ارجلكم » را بوسيله مجاورت بدانيم . اگر بگوئيد كه اعراب دادن بوسيله مجاورت با وجود حرف عطف ، در كلام عرب اتّفاق افتاده است مانند قول شاعر : « فهل أنت ان مائت انانك راحل * الى ال بسطام بن قيس فخاطب » « اگر دراز گوشت بميرد آيا تو بسوى آل بسطام بن قيس ، كوچ كننده هستى تا خواستگارى كنى ( يعنى اگر الاغت برحمت خدا برود آيا مىرود نزد آنها تا خواستگارى كنى » خاطب مجرور است و عامل جرّ آن مجاورت با ( راحل ) است با